امیر بهدادامیر بهداد، تا این لحظه: 15 سال و 9 روز سن داره

...امیر بهداد فرزندی بی نظیر...

نصیحت...

    نصیحت ویکتورهوگو به فرزندش       نصیحت ویکتورهوگو به فرزندش   اول از همه برایت آرزومندیم که عاشق شوی، و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد، و اگر اینگونه نیست، تنهائیت کوتاه باشد، و پس از تنهائیت، نفرت از کسی نیابی. آرزومندیم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد، بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی. برایت همچنان آرزو داریم دوستانی داشته باشی، از جمله دوستان بد و ناپایدار، برخی نادوست، و برخی دوستدار که دست کم یکی در میانشان بی تردید مورد اعتمادت باشد. و چون زندگی بدین گونه است، برایت آرزومندیم که دشمن نیز داشته باشی، نه کم و نه زیاد، درست به اندازه، تا...
25 آذر 1391

دریاب

  به آنهایی فکر کن که هیچگاه فرصت آخرین نگاه و خداحافظی را نیافتند . به دوستانی فکر کن که دیگر فرصتی برای در آغوش کشیدن یکدیگر ندارند و ای کاش زودتر این موضوع را می دانستند . به افرادی فکر کن که بر سر موضوعات پوچ و احمقانه رو به روی هم می ایستند و بعد "غرور" شان مانع از "عذر خواهی" می شود، و حالا دیگر حتی روزنه ای هم برای بازگشت وجود ندارد . من برای تمام بازماندگانی که غمگین نشسته اند و هرگز نمی دانستند که : آن آخرین لبخند گرمی است که به روی هم می زنند، و اکنون دلتنگ رفتگان خود نشسته اند، گریه می کنم . به افراد دور و بر خود فکر کن ... کسانی که بیش از همه دوستشان داری، فرصت را برای ط...
11 آذر 1391

سه شنبه 10.مرداد.91

  سفر نکنی ... به آرامی آغاز به مردن می‌كنی اگر سفر نكنی اگر كتابی نخوانی اگر به ندا های زندگی گوش فرا ندهی اگر از خودت قدردانی نكنی به آرامی آغاز به مردن می‌كنی زماني كه خودباوري را در خودت بكشی وقتي نگذاري ديگران به تو كمك كنند به آرامي آغاز به مردن می‌كنی اگر بردۀ عادات خود شوی اگرهميشه از يك راه تكراری بروی اگر روزمرّگی را تغيير ندهی اگر رنگهای متفاوت به تن نكنی يا اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی تو به آرامی آغاز به مردن می‌كنی اگر از شور و حرارت از احساسات سركش و از چيزهايی كه چشمانت را به درخشش وا می‌دارند و ضربان قلبت را ت...
10 مرداد 1391

یادم باشه...

                            یادم باشه که ...         یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد                                                             نگاهی نکن...
4 مرداد 1391

مو قشنگ

  صبح که از خواب بیدار شد  رو سرش فقط سه تار مو مونده بود با خودش گفت: "هییم! مثل اینکه امروز موهامو ببافم بهتره! "  و موهاشو بافت و روز خوبی داشت! فردای اون روز که بیدار شد دو تار مو رو سرش مونده بود "هیییم!  امروز فرق وسط باز میکنم" این کار رو کرد و روز خیلی خوبی داشت پس فردای اون روز تنها یک تار مو رو سرش بود  "اوکی امروز دم اسبی میبندم" همین کار رو کرد و خیلی بهش میومد ! روز بعد که بیدار شد هیچ مویی رو سرش نبود!!! فریاد زد ایول!!!! امروز درد سر مو درست کردن ندارم!   همه چیز به نگاه تو بر میگرده ! هر کسی داره با زندگیش می...
18 تير 1391

یادمون باشه...

یادمون باشه... همیشه کار درست را انجام دهیم حتی وقتی کسی ما را نگاه نمیکند. وقتی حرف راست می زنیم فقط انسانهایی از دستمان عصبانی می شوند که همه زندگیشان بر دروغ استوار است خودمان را باهمه وجود باور کنیم و بدانیم قدرتی درون ما وجود دارد که از هر مانعی بزرگتر است گفتن دوستت دارم 3 ثانیه طول می کشه. توضیح دادنش 3 ساعت و ثابت کردنش یک عمر  من مسول آن چیزی هستم که می گویم نه آن چیزی که تو برداشت می کنی داشتن دوست خوب نابترین عطیه الهی ست  چرا که عشقی ست که بهایی بر آن نمی توان نهاد ***‌ بر دلت بنویس هر...
12 تير 1391