امیر بهدادامیر بهداد، تا این لحظه: 15 سال و 9 روز سن داره

...امیر بهداد فرزندی بی نظیر...

شیرین کاریهای نوزده ماهگی

شیرین کاریهای بهداد عزیزم در نوزده ماهگی کفشهات و  خودت می پوشی. درست یا لنگه به لنگه آینه بازی کار هر روزت هست. دیگه دستت به همه ی دستگیره های درهای مختلف می رسه. میگی نه!! توجه بفرمایید! تازه جدیدا هم قفل آبریز یخچال رو باز می کنی و شر شر آبهای خنک یخچال رو هدر میدی.  ...
6 تير 1392

گزارش نوزده ماهگی

بهداد گلم سلام میخوام از روزای قشنگ با تو بودن بگم . از روزای نوزده ماهگیت .نمیدونی که چه جیگری شدی ؟ به قدری تو دل برو و دوست داشتنی هستی که هر کس برای یک بار تو رو می بینه عاشقت می شه چه برسه به ما که تمام مدت داریم باهات روزامون رو سپری می کنیم و از وجودت لذت می بریم. قوبونت بشم من که اینقدر پسر خوبی هستی. به قدری ازت راضی هستم که خدا میدونه. تو یه پسر فهمیده با شعور و دانا و مهربون و ماهی . هر چی بگم کم گفتم بعضی روزا کم میارم . میدونی چی کم میارم ؟ بوس ! وای به قدری روزا می بوسمت که بازم کم میارم و هی میخوام که سر تا پات و بوسه بارون کنم. خیی شیرینی خیلی خوشمزه ای. عاشقتیم و دیوانه وار دوستت داریم و بهت عشق میورزیم. بعضی...
5 تير 1392

نیمه شعبان آروم

بهداد خان سلام امروز نیمه شعبان سال 1392 بود. بابایی امروز در بست در خدمت ما بود و کلی بهمون خوش گذشت. ظهر یک ناهار جانانه درست کردم و به مناسبت عید سنگ تموم گذاشتم و خودمون و شما هم حسابی بخور بخور کردیم. دیگه عید بود و ملاحظه کاری و کم غذایی رو کنار گذاشتیم. عصر یه چرت کوتاه زدیم و با هم رفتیم بیرون و قدم زدیم. تو هم پیاده بودی و جدیدا کمتر سوار کالسکه و دوچرخه ات می کنم که یاد بگیری و راه بری و خسته بشی. آخه وقتهایی که با کالسکه می برمت بیرون اصلا خسته نمی شی و شب هم زود نمی خوابی. اما خوب گفتم یه کم پیاده راه بری که شبها راحتتر بخوابی. خلاصه مسافت زیادی رو پیاده روی کردیم و بعدش اومدیم خونه و یه کم گل کاری کردیم و خیلی خوشح...
4 تير 1392

بهاری که گذشت

بهداد عزیزم سلام امروز اولین روز از دومین تابستان عمرت هست بهار تموم شد و روزای گرم تابستان داره از راه میرسه. بهاری که گذشت خیلی شلوغ پلوغ بود. این فصل خیلی تو راه تهران شمال بودیم. خواستگاری عمه. عروسی رامتین. روز مادر. روز پدر. و جابجایی مامان پری اینا و بیماری ناگهانی مامان پری که دیگه یه سه هفته ای تهران نشین شدیم . خوشبختانه عمل مامان پری موفقیت آمیز بود و الان هم رو به بهبودی هستند. و مشکل حادی پیش نیومد. از این سه ماه فقط یه چیزش ناراحت کننده بود و اینم آلرژی طولانی هست که از قبل از عید دچارش شدم و تا هنوز ادامه داره.اصلا دیگه شک کردم که آلرژی باشه. تابستون شروع شد و هنوز ...
1 تير 1392

مروارید پانزدهم

    بهداد گلم نوزده ماه و سه هفته ات هست و یه چند روزی بود که تنت گرم بود و حرارت داشتی . اینم علامت مهمون جدید و شماره پانزدهی بود که تو راه داری . مبارکه! مروارید پانزدهم دهان قشنگ و مثل گلت هم جوونه زده. دندون نیش فک پایین. سمت راست صورتت. امیدوارم که بی اشتهاییت هم مال همین بوده باشه. اما از وقتی که این مهمون جدید خودشو نشون داده خدا رو شکر یه دو سه روزی هست که میل به غذا خوردنت هم بهتر شده. خدایا به همه ی دندونهای قشنگ بهدادم عمر با برکت بده. ...
31 خرداد 1392

روزای آخر بهار

  کوچولوی دوست داشتنی ام . بهدادم سلام روزای نوزده ماه و سه هفتگیت رو داری سپری می کنی. روزای آخر فصل بهاره. دومین بهار زندگیت هم تموم داره میشه .هوای اینجا کم کم داره شرجی و گرم می شه. تو هم که خیلی گرمایی هستی و از گرما حسابی کلافه می شی . برای همین یه چند روز پیش بود که با بابایی رفتیم آرایشگاه و موهاتو این بار پسرونه زدیم . کوتاهتر از همیشه . اتفاقا چقدر هم خوب شدی و سرت و موهات داره نفس می کشه. دیگه مثل قبل هی موهات نمی چسبه به گوش و گردن و پیشونیت و اینجوری کمتر توی گرما اذیت می شی. تازه یکی دو روزی هم هست که بدنت عرق سوز شده و تمام مدت داری شکمت رو می خارونی. عزیز دلم تن قشنگ و عین برگ...
28 خرداد 1392
1