امیر بهدادامیر بهداد، تا این لحظه: 15 سال و 9 روز سن داره

...امیر بهداد فرزندی بی نظیر...

گالری عکس بیست و پنج ماهگی

گالری عکس بیست و پنج ماهگی  امیربهداد بی نظیر   اینم یه شیرین کاری که شاید سازنده ی این دستگاه ساندویچ میکر هیچ وقت به فکرش نمی رسید که استفاده ی این چنینی هم پیدا میکنه .   اینجا هم دو تا جرثقیل داشتند درختهای شهر و حرس می کردند که شما گیر داده بودی که تا آخر بایستی و تماشا کنی. آخر سر پس از کلی مشاجره زنگ زدم به بابا و اون به دادم رسید و اومد حواست رو پرت کرد و سوار ماشین شدی و یادت رفت ا اینم سرانجام یک بسته ی کیسه فریز رولی نو که بدست ورووجک افتاده و تا ته همه رو بیرون کشیده. ا ...
5 دی 1392

شب چله ی 92

سی ام آذره و یک  شب زیبا یه  شب بلند به اسم شب یلدا  شب شب نشینی و شادی و خنده شبی که واسه ی همه خیلی بلنده  همه ی اهل خونه خوشحال و خندون آجیل و شیرینی و میوه ی فراوون  شب قصه گفتن و یاد قدیما قصه ی لحاف کهنه ی ننه سرما  شب یلدا که سحر شد، فصل پاییز میره جای پاییز رو زمستون می گیره  ننه سرما باز دوباره برمی گرده کوله بارش رو پر از سوغاتی کرده  سوغاتیهای قشنگ ننه سرما بارون و برف و تگرگ و یخ و سرِما **************************************** شب یلدا ی 1392به روایت تصویر بهداد عزیزم!  اینجا بیست ...
2 دی 1392

خداحافظ پائیز92

بهداد عزیزم خداروشکر که پائیز خوبی رو پشت سر گذاشتیم و صحیح و سلامت و با آرامش و پر از خبرهای خوب این فصل رو گذروندیم. امیدوارم که در زندگی پر بارت پائیزهای بی شماری رو تجربه کنی و برایت پر از سلامتی و آرامش و شادی باشد. پاییز فصل آمدن شکوفه ها نیست پاییز فصل سبز شدن درختان نیست پاییز فصل جیک جیک گنجشکان نیست پاییز فصل با تو بودن است در هوای بارانی اش تو را در اغوش میگیرم تا بهترین خاطره ی من از یک روز بارانی شود خداحافظ پائیز 92 سلام زمستان92   بهداد عزیزم امیدوارم که چهل روز اول زمستون رو با همدلی چهل روز دوم زمستون رو با امید و نه روز آخرش رو با خانه تکانی دل به نوروز برسان...
1 دی 1392

پنجمین سالگرد

به بهانه ی پنجمین سالگرد یکی شدنمان تویی که بودنت به من همه چیز میدهد عشق تو ، حضور تو، به من نفس میدهد هوای بودنت این دیگر اولین و آخرین بار است که دل بستم ، نه به انتظار شکستم نه منتظر کسی دیگر هستم تو در قلبمی و تنها نیستی ، تو مال منی و همه زندگی ام هستی از اینکه پنج سال از زندگی مشترکمون میگذره خوشحالم و به خود می بالم که خدای مهربون به یمن وجودت دردانه ای بر ما عطا کرد که شده نگین زندگیمون امیدوارم که همیشه سلامت باشی و من و بهداد عزیزم زیر سایه ی شما همیشه با هم شاد و موفق زندگی کنیم شاید تکراری باشه ولی گاهی بعضی چیز ها ارزش هزاران بار تکرار را ...
29 آذر 1392

این روزای ما...

  بهداد عزیزم سلام بیست و چهار ماه و سه هفته ات هست یعنی اگه بخوام راحتتر حساب کنم بیست و پنج ماهت هست و دیگه یه بچه ی کامل شدی. هر چیزی رو که لازم داشته باشی و بخوای با حرف زدن و اشاره کردن کاملا به ما میفهمونی. حرف زدنت خیلی قشنگه، ناز و با ادا. صدات هم خیلی قشنگه، ناز و بچه گونه. نه مردونه و کلفت. بدل بدل گفتن های این ماهت هنوز ادامه داره و بهونه ی بغل اومدنهات بیشتر از قبل شده. به حدی که بعضی روزا واقعا التماس می کنی و منم بی جواب نمیگذارمت هر چند که تازه کمر دردم خوب شده و بالاخره به مراقبت نیاز داره. اما واقعا دلم نمیاد و بازم بغلت می کنم. چکار کنم؟ بچه می . جونمی عشقمی. این روزای آخر پاییز هوا هم بارونی هست و هم خی...
28 آذر 1392

دستهایت...

بهداد عزیزم دستهایت... به من گرمی عشق و آرامش میدهد عزیزدلم پسر کوچولوی بیست و پنج  ماهه ام اگر ساعتها و روزها به دستهایت نگاه کنم باز هم از دیدنش سیر نمیشوم وقتی به جزئیات دستهایت نگاه می کنم درآن عظمت و بزرگی خدای مهربان را می بینم خدایا تو چه نقاشی هستی؟ چه می کنی؟  آخر چه کسی میتواند جز تو حتی یک بند آنرا درست کند؟ خدایا تو را سپاس می گویم به خاطر این همه بزرگی . دستهایت خیلی قشنگ است. پر از مهر است پر از شور است پر از پاکی ست. دستهایت بوی پاکی می دهد دستهایت بوی سادگی و صداقت می دهد دستهای کوچک و مهربانت را وقتی  دور گردنم حلقه می کنی گویی قشنگ...
27 آذر 1392

به راهت ادامه بده...

 .  پسرم! دوست خوبم! به راهت ادامه بده خداوند صلاح کار تو را می داند... زیباترین آرایش برای لبانت راستگویی برای صدایت دعا به درگاه خداوند برای چشمانت رحم  و شفقت برای دستانت بخشش برای قلبت عشق و برای زندگیت دوستی هاست خداوند هیچ تضمین و قولی مبنی بر این که حتما روزهای ما بدون غم بگذره خنده باشه بدون هیچ غصه ای، یا خورشید باشه بدون هیچ بارونی، نداده ولی یه قول رو به ما داده که اگه استقامت داشته باشیم در مقابل مشکلات، تحمل سختی ها رو برامون آسون می کنه. و چراغ راهمون می شه نا امیدی ها مثل دست اندازهای یک جاده می مونن. ...
26 آذر 1392

کیف مامان...

نی نی به کیف مامان خیلی علاقه داره باز می کنه درش رو چیزهاشو در می یاره هر چی که گیر می آره به صورتش می ماله فکر میکنه مامانه اما توی خیاله یه قوطی کرم رو به صورتش مالیده خوشش می آد از این که رنگ کرم سفیده تو آیینه می بینه  هی به خودش می خنده مامان در کرم رو می گیره سفت می بنده ...
22 آذر 1392