امیر بهدادامیر بهداد، تا این لحظه: 15 سال و 9 روز سن داره

...امیر بهداد فرزندی بی نظیر...

عطر تنت بوی گله

  سلام نخوچی من الهی قربونت بشم من که اینقدر تو ماهی. چی بگم از خوبیات؟ از مهربونیات؟ از شیرین کاریات؟ آخ که اینقدر شیرین و دوست داشتنی شدی که آدم میخواد بگیره تو بغلش له ات کنه و بخوره و درست قورتت بده. آی دوست دارم آبلمبوت کنم آی دوست دارم. نه نترس به خدا ما از قبیله آدم خورا نیستم . اما کارای قشنگت ما رو وادار می کنه که واقعا له ات کنیم و تو بغلمون فشارت بدیم و از به آغوش کشیدنت لذت ببریم. همیشه گفتن که بچه بوی مادر و می فهمه و می شناسش و توی بغل مادر آرامش میگیره. حالا منم میخوام بگم که کی گفته فقط بچه بوی مادرو میشناسه؟ خوب پدر و مادر هم بوی بچه شون رو میشناسن. بهدادی ما بوی گل میده.  هر وقت که بغلت می کن...
19 آبان 1391

فک و فامیله ما داریم؟

سلام فندق جان من. صبح عالی به خیر و شادی چند وقت بود که ایمیل مو چک نکرده بودم. دوستای گلم یک عالم مطالب علمی و خوب و شنیدنی برام فرستادن. حالا میخوام یه موضوع توی وبت بگذارم به نام زنگ تفریح که هر چی مطلب خنده دار و جالب داشتم و به دستم رسید برات بگذارم . این جوری یه تنوع هم هست و امیدوارم که بعدا ها وقتی که تو هم می خونی بخندی و شاد بشی. این جور مطالب حال و هوای آدم و عوض می کنه. خوندنش جدای از خنده و شوخی خالی از فایده هم نیست. مثل خوندن این متن. برو به ادامه مطلب و بخون. فک و فامیله که ما داریم؟   وقت خواب : بابام : گوشی رو کجا گذاشتی ؟ مامانم : بالا سرت ! بابام : چرا بالا سر خودت ن...
18 آبان 1391

سلام...

                   سلام گوگوری مگوری          سلام نون تنوری          سلام کتری و قوری          تو که سنگ صبوری          کریستال و بلوری          فدات بشم چه جوری؟؟       ...
17 آبان 1391

نقاشی همایی

ا این نقاشی رو هما جانم کشیده و پارسال چند روز قبل از تولد شما به من هدیه داد. الان توی اتاقت هست . اما شاید بر اثر زمان از بین بره. مخصوصا که آب و هوای اینحا مرطوب هم هست و هیچ کاغذی به شکل اول خودش باقی نمیمونه. دلم میخواست که این اثر برای همیشه یادگاری بمونه و فکر کردم که اینجا بهترین جاست. این نقاشی رو خیلی دوست دارم منو یاد روزهای تنهایی و دوری از بابا و همراهی تو توی روزهای آخر بارداریم میندازه. یاد روزهایی که به من امید و نوید تولد نی نی دوست داشتنی مو میداد. یادت باشه که بعدها حتما از هما خانومی تشکر کنی.   ...
16 آبان 1391

واکسن یک سالگی

  سلام پسر نازنینم بهدادی امروز صبح زودتر از همیشه بیدار شدی. ساعت نه بود که صدای قشنگتو شنیدم و اومدم پیشت. صبحانه تون رو میل فرمودین و یه لباس سرهمی راحت تنت کردم و آماده شدم که بابایی بیاد دنبالمون تا بریم مرکز بهداشت و واکسن یکساله گی تو بزنیم. واکسن ام ام آر. لباست خیلی قشنگ و راحت بود. منو یاد اون موقعی انداخت که سر کار می رفتم و شب به شب از بازار تجریش بر می گشتم خونه و یه دست فروش توی هوای سرد داد می زد که آخریه آخریه. این لباس  رو دست اون فروشندهه دیدم و دلم نیومد که آخرین دشتش رو بی تفاوت از کنارش بگذرم. ازش رد شده بودم اما برگشتم و اونو خریدم و اومدم خونه و دادمش به مامانم که برام نگه داره تا...
15 آبان 1391

عید غدیر 91

  سلام بهدادم. پاره تنم امروز روز بعد از عید غدیر سال نود و یک هست. مامان پری اینا امروز صبح ساعت پنج بی سرو صدا برگشتند به تهران و ما خواب بودیم و باهاشون خداحافظی نکردیم. این دو روزی که پیشمون بودند خیلی خوب بود. تو که حسابی بهت خوش گذشت و میدونم الان که از خواب بیدار بشی و ببینی که خونه سرو ساکت و خلوته و هیچ کی دور و برت نیست کسل و بی حوصله میشی. اما خوب چکار میشه کرد؟ نه اونا مبتونند از کار و زندگیشون بزنند و همش پیش ما باشند و نه ما می تونیم که از کار و زندگیمون بزنیم و همش بریم تهران . این دو روزه یاد گرفتی و پشت هم می گی نه نه نه نه خیلی کش دار وغلیظ هم میگی . این دو شب وقتی که می خواستیم بخوابیم ...
14 آبان 1391

شب عید غدیر

    سلام نازنینم امروز جمعه ١٢ آبان ٩١ هست ساعت ده و نیم شبه. امروز صبح مامان پری اینا اومدند پیشمون تا هم عید غدیر پیشمون باشند و هم یه جشن تولد کوچولو هم برات بگیریم. از صبح تا حالا بغل همه رفتی. با همه بازی کردی و کیف کردی. به قدری با همه شادی کردی و از خنده ریسه رفتی که نگوووووو. اصلا بی قراری و غریبی نکردی. توی مراسم جشن تولدت حسابی حرکات موزون کردی و شادی کردی. خیلی روز خوبی بود همه دور هم بودیم و به همه خوش گذشت. امیدوارم که سالهای سال همه با هم شاد و خندان باشیم و همیشه برای مراسم شادی دور هم جمع باشیم. تولدت مبارک بهداد گلی. ...
12 آبان 1391

مرغک نوک طلایی

      دیروز، تنها یک خاطره است.  آن را با همه خوبی‌ها و بدی‌هایش بپذیر و به نرمی عبور کن  و فردا فقط یک رویاست، رویایی که باید با برنامه‌ریزی به هدفی ارزشمند تبدیل شود.  اما در این لحظه! اگر خوب زندگی کنی،  لحظه‌ات را سرشار از تلاش و امید سازی، و در عین‌حال شاد و خوشحال باشی٬  خواهی دید که هر دیروزت خاطره‌ای زیبا خواهد بود و هر فردایت تصویری از امید.       سلام جوجه قشنگه بهداد گلی هفت آبان مصادف با روز جشن تولدت. بر حسب اتفاق رفتیم یکشنبه بازا...
11 آبان 1391