امیر بهدادامیر بهداد، تا این لحظه: 15 سال و 9 روز سن داره

...امیر بهداد فرزندی بی نظیر...

همه چیز زیر سر من است

    سرم را روی شانه هایت می گذارم تا همه بدانند "همه چیز" زیر سر من است "ساحل زیبای بندر انزلی" ٩١.٨.٥     سلام بهدادی دور روز قبل از تولدت خیلی خوشحال بودیم و روز جمعه هم بود و به یاد آخرین جمعه ای که هنوز توی شکمم بودی با بابایی رفتیم ساحل بندر انزلی پیکنیک. شما رو روی ساحل رها کردیم تا هر کاری که دلت میخواد بکنی و بازی کنی و شاد باشی. به گوش ماهی ها دست می زدی و شنها رو توی مشتت می گرفتی و پرت می کردی و خوشحالی می کردی. روز خیلی خوبی بود و سه تایی لب ساحل نشسته بودیم و شما هم مشغول ماسه بازی.   بابایی ...
9 آبان 1391

نی نی های 7 آبانی

بچه نی نی ها تولدتون مبارک اینم نی نی های متولد هفتم آبان که عکسشون توی نی نی وبلاگ بود و از همین جا تولد این نی نی های ناز و به همه ماماناشون تبریک می گم. آرزو می کنم که همه تون در همه عرصه های زندگی سلامت و شاد و پر تلاش و موفق باشید و عمر طولانی و با عزت داشته باشید و زندگی با برکتی داشته باشید. بهداد جانم تولد شما هم مبارک ...
7 آبان 1391

یکشنبه91.8.7 تولدت مبارک

      بهدادم پسر قشنگم   امروز روز توست… تولدت مبارک   چه لطیف است حس آغازی دوباره، و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس… و چه اندازه عجیب است، روز ابتدای بودن! و چه اندازه شیرین است امروز…   روز میلاد تو ولادتت مبارک نازنین فرزندم فرشته قشنگم، سالروز زمینی شدنت مبارک  بهترین آهنگ زندگی ما تپش قلب توست و قشنگترین روزمون روز شکفتن توست سالروز تولدت گلباران   ...
7 آبان 1391

شنبه91.8.6 شیرین کاری های 11ماهگی

    شیرین کاری های بهدادی در یازده ماهگی   اینجا داری قدت رو می کشی که دستت به کلید روی درب برسه. نوک پاهات رو ببین بذارید بهتون بگم که وزنم چقدر شده؟  توی این ماه کاملا بدون کمک دستتو به همه جا میگرفتی و می ایستادی بازی با کلید جا کفشی بازی این روزات شده  دالی کردن بهدادی اینم کالسکه بهدادی هست که انگار سوار جت اسکی شده.    آینه بازی کار این روزات  به خودت و من نگاه می کنی و می خندی و تمام مدت با کف دستات می کوبی به آینه &n...
6 آبان 1391

جمعه 91.8.5 عید قربان

عید قربان بر همگی مبارک دومین عید قربان بهداد کوچولو هم مبارک باشه اینم گوسفند قربونی حیاط خونه ما که بهدادی از دیدنش خوشحال شده و داره می خنده و سر به سرش میذاره. ولت می کردیم می رفتی رو پشت بع بعی و دیگه پیاده هم نمی شدی . اینجا داشتی موهای بعبعی رو می کشیدی. بابایی بهت می گفت که بهدادی این بعبعیه. بابایی نیست که موهاشو بکشی و هیچی بهت نگه، یهو پرتت می کنه و عصبانی میشه هاااا. اینجا هم داشتی شاخ بع بعی بیچاره رو می کشیدی و از خنده ریسه می رفتی و ول کن ماجرا هم نیستی مدل ناز کردن ببعی به سبک بهدادی ژست بعبعی رو دارین؟ عجب با وقار و سنگینه ...
5 آبان 1391

پنجشنبه 91.8.4 گزارش یازده ماهگی

  بهدادی سلام ماه یازدهم عمر قشنگت رو هم داری سپری می کنی و رو به پایان هست و بهتره که یه گزارش کامل از این ماه برات بنویسم که یادم نره. بخون و ببین که چه هنرنمایی هایی این ماه کردی.   بقیه در ادامه مطلب شوخی : بهدادی خیلی اهل شوخی هستی . به من و بابایی نگاه می کنی و ادا در میاری و می خندی و ما هم که پا به پات همراهی می کنیم و می خندیم بیشتر شوخیت می گیره و دوست داری که این کارو همش تکرار کنی. حتی خودت به ما دالی میکنی و می خندی.                         &nb...
4 آبان 1391

چهارشنبه91.8.3 شمارش معکوس پارسال

بهداد جانم کمتر از یک هفته دیگه سالگرد اولین تولدت هست. پارسال آبان ماه، فقط یک هفته دیگه بود که مهمون مامان بودی و بابایی هم که پیشم نبود. اون هفته خیلی انتظار کشیدن لحظه ای بود و منم که تنها بودم. هر شب برای بابایی اس ام اس میدادم و نوید پایان یه روز رو میدادم و اینکه یه روز دیگه به دیدن و رسیدن به تو نزدیک تر مشیم. متن اس ام اس های اون روزا رو هنوز توی گوشیم دارم و بعد از یک سال هنوز دلم نیومده که پاکشون کنم . برات می نویسم که تو هم بدونی ما چقدر لحظه شماری می کردیم برای ورودت به این دنیا. و دیدن روی ماهت. امیر جانم تنها ٦ شب دیگه باقی مونده که پسر کوچولوی عزیزمون رو ببینم و در آغوش ...
3 آبان 1391