کودکانه های بیست ماهگی
بهداد شیرینم
سلام. صبح یکشنبه 23 تیر سال 92 هست. بیست ماه و دو هفته ات هست. دیشب دیر خوابیدی و الان هم در خواب ناز هستی.
ماه رمضون شروع شده و هوا هم خیلی گرمه. جالبه که چون به خاطر روزه داری بابایی سفره ی افطاری داریم تو هم با ما همراهی می کنی و از هر غذا و خوردنیی یه نوکی می زنی و این برای من مایه ی دلگرمی هست. دیگه به غذا خوردنت کاری ندارم. اگه بخوری که چه بهتر اما اگر هم که نخوری دیگه بهت اصرار نمی کنم و بعدش خودت میای و دستمو می گیری و بهم می گی پوف به. گویا این مدل غذا خوردن و ناز کردنها بازی همه ی شما بچه ها هست و به هر کس که می گم یا توی وب بچه های دیگه می رم می بینم که مامانها همه دغدغه ی روزشون اینه که بچه شون غذا بخوره که نمی خوره. بگذریم.
نازنیم ! عزیزدلم! روز به روز داری همین جور حرفها رو کنار هم می چینی و از خودت لغت می سازی. از وقتی که بیدار می شی تا پاسی از شب که به خواب میری، تمام مدت فک مبارکت داره می جنبه از حرف زدن و شادی کردن . تمام مدت روز هر کتابی که از اتاقت میاری رو ورق می زنی و به دقت عکسهاش و می بینی و شروع می کنی به حرف زدن و توضیح دادن. بعدش هم میای پیش من و می گی ب ب یعنی برام بخون. من در حیرتم که تو این همه انرژی رو از کجا میاری؟ واقعا خدا قوت. یعنی هر کتاب و مجله و روزنامه ای که گیر دستت بیاد میاری و می گی که بخون. منم با کمال میل برات می خونم نه یکبار بلکه صدبار.تمام عکسهایی رو که می شناسی رو اسمش رو میگی. مثل نی نی . دن دن( ماشین )جوجو.ما(ماهی).توتو(توت فرنگی)
الان یه کتاب شناخت میوه ها رو دوست داری و تمام مدت روز داریم باهم اسم میوه ها رو تمرین می کنیم. تقریبا یک روزه اسم تمام میوه های کتاب رو یاد گرفتی و وقتی که اسم میوه رو می گم شما دستت رو روی شکلش می گذاری.
خیلی جالبه که تمام روز تو در تکرار یک لغت سپری می شه، اونم جوجو هست. تمام روز و شب. توی خواب و بیداری تاکیدت به جوجو هست. عاشق مرغ و خروسهای دور و اطراف خونه هستی
و بعضی روزها میبرمت پیششون که بهشون دونه بدی. آخه اینجا هم راه به راه تمام کوچه و پس کوچه ها و توی خیابون و کنار خیابون پر از غاز و اردک و جوجه و مرغ و خروس هست. به افتخارت اینم عکس چند تا از جوجه های قشنگ.

تمام اسکناسها رو نگاه می کنی و وقتی که توش مناره ی مسجد رو دیدی یاد جوجو های مناره میفتی و بلافاصله می گی جوجو. اگه کنار صفحه ی تی وی یه مناره ی کوچولو ببینی سریع می گی جوجو.
راستی نمیدونم که برج میلاد چه سنخیتی با جوجو داره که هر وقت عکس برج میلاد رو می بینی میگی جوجو. بهت گفتم آخه بهداد؟ آقای قالیباف شهردار تهران چند سال زحمت کشید تا این برج رو ساخت و حالا اگه بفهمه که تو به برجش می گی جوجو خیلی عصبانی می شه. خلاصه که هر گوشه وکناری حتی اگه عکس محو برج میلاد هم که هم باشه شناسایی می کنی و می گی جوجو.
راستی به پرچم هم می گی جوجو .
.gif)
نمیدونم که چه ربطی به هم دارند اما هر وقت و هر جایی که پرچم ببینی سریع میگی جوجو. یه ماشین باری بزرگ داری که داشتی باهاش بازی می کردی و هی میگفتی جوجو. بابایی بهت گفت که آخه پسرم کجای این ماشین جوجو داره ؟ تو هم اشاره کردی به شماره پلاک ماشین باری که یه پرچم کوچولو کنار شماره هاش داشت. من و بابا رو می گی ؟
.gif)
.gif)
کافیه که پامون رو از خونه بگذاریم بیرون . جوجو و ماشین باری هست که تو توی خیابون کشف می کنی و اسمش رو میگی. خیلی جالبه . به بابا گفتم یه چند وقت دیگه اسم تمام ماشینها را پشت هم می گی واطلاعات دقیق هر ماشین رو دیگه حفظی.
دیشب به بابا می گفتم امیر حسین نمیدونی که چقدر حسرت به دل موندم که کی میشه بهداد درست و حسابی حرف بزنه و من بشینم و دهنم کف کنه و ساعتها به سوالهاش جواب بدم. بابایی هم گفت نگران نباش . اون روز هم می رسه.می بینی که هر دوره ای از رشد بهداد توی حسرت بودی؟ حسرت راه افتادن حسرت دست دسی حسرت بوس دادن حسرت بدو بدو کردن. حسرت مامان بابا گفتن. راست میگه واقعا همین طوره که رشد بچه هر دوره اش همینه.وقتی که یه کاری رو یاد گرفتی دوباره حسرت انجام دادن یه کار دیگه می شه حسرت جدیدمون. جالبه . بابایی می گفت یادته که وقتی بچه بود می گفتیم که کی بزرگ می شه اما نه بزرگ نشه آخه الان خیلی شیرینه. همین قدری بمونه. اما راست می گه که تو این قدر شیرین و ماهی که می بینیم که هر دوره شیرین تر می شی هر دوره دوست داشتنی تر می شی. نمیدونی که چقدر دوستت داریم .میدونی؟
.gif)
تمام روزم با تو سرگرم هستم. واقعا وقتی که فکر می کنم خدا رو شکر می کنم از اینکه هستی و من تنها نیستم. تنهایی همیشه هم خوب نیست . اما تو که هستی خیلی عالیه. واقعا توی این شهر غریب اگه تو نبودی من خیلی تنها بودم و این خیلی برام زجر آور بود. خوشحالم که هر روز که چشمام رو باز می کنم بعد از دیدن صورت مهربون بابایی ، تو رو می بینم و احساس آرامش می کنم. شبها هم واقعا با یه حس آرامش خوب به خواب میرم. چون دوتا معجزه رو در کنار دارم که واقعا برام عزیز هستند.
تو و بابایی دوتا معجزه یا بهتر بگم دوتا از محالات زندگیم بودید. دو تا از شیرین ترین حادثه های زندگیم بودید و هستید.
راستی راضیه جون مامان محمد کیان خان گل بلبل از مدتها پیش منو به یه بازی دعوت کرده و منم نرسیدم که جواب سوالهاش و بدم اگه تا نیم ساعت دیگه بیدار نشی الان سوالهاش و میارم و یکی یکی جواب میدم.
بزرگترین ترس از زندگیت؟ ترس از دست دادن عزیزانم
2_اگر 24 ساعت نامرئی میشدی چی کار میکردی؟ میرفتم زیارت امام رضا و تو ضریح یا کنار ضریحش می نشستم و یه دل سیر زیارت می کردم. چون این کار واقعا در حالت عادی نشدنیه.
3_اگر غول چراغ جادو توانایی براورده کردن یک آرزو بین 5 الی 12 حرف رو داشته باشه آن ارزو چیست؟ اس اس. یه کامارو اس اس برای امیر حسینم می خواستم. چون عاشقشه و همیشه می گه کادو برام اس اس بگیر.
4_از میان اسب سگ پلنگ گربه و عقاب کدام یک را دوست داری؟ عقاب.
5_کارتون مورد علاقه کودکیت؟ رامکال. بنر سنجاب کوچولو
6_در پختن چه غذایی تبحر نداری؟ همسری می گه فسنجون
7_اولین واکنشت موقع عصبانیت؟ داغ می شم و بلند بلند حرف می زنم.آخرش هم شاید بزنم زیر گریه.
8_با مرغ دریا اورانیوم و خسته یک جمله بسازید ؟ مرغ دریایی خسته اورانیوم و خورد و پرهاش ریخت.
9_دو بیت شعری که خیلی دوسش داری؟
درد عشقی کشیده ام که مپرس زهر هجری چشیده ام که مپرس
گشته ام در جهان و آخر کار دلبری برگزیده ام که مپرس
10_اگه بخواهی با تونل زمان فقط به یک روز از زندگیت در حال گذشته و آینده سفر کنی آن روز کدام است؟ الان و عشقه. گذشته که گذشته. آینده هم که هر چه پیش آید خوش آید.
11_چه رنگی هستی ؟ من عاشق رنگ زندگی . عاشق رنگ سبز هستم.
12_اگه قرار باشه یه روز از ایران بری کدام کشور را برای زندگی انتخاب میکنی؟ استرالیا
13_بهترین اس ام اس موجود در این باکس گوشیت؟ اینو همسری فرستاده: من تمام نمی شوم در عشق تو، ثانیه به ثانیه شروع می شوم.
14_اگه قرار باشه سه نفر از آشناهات رو امشب به مهمونی دعوت کنی اون سه نفر چه کسانی هستن؟ قطعا دوستای همسرم هستند که همه شون رو دوست دارم. عموحامدها عمو امید عمو سعید عمو حسین به همراه همسرها و نی نی هاشون. دیگه ببخشید که مهمونها زیاد شدند آخه اینا همیشه باید با هم باشن.
15_اگر قرار بود کسی رو ملاقات کنید؟ دوستای دوره دبیرستانم.
16_اگر قرار بود یک جمله از لغت نامه زندگیت حذف کنی اون کلمه چیه؟ نمیدونم!!! خیلی باید فکر کنم.
17_اسم دیگه برای وبلاگت؟ بهداد بهترین هدیه خدا
18_خودت رو شبیه چه میوه ای میدونی؟ انگور
19_کاشکی؟؟؟ کاشکی زود دیر نشه. کاشکی بتونم یه کارگاه راه بندازم. اما با بچه نمیشه!!


کودکانه های بیست ماهگی
