خواب بهدادی
سلام بهدادی
عزیز دل مامان. دلم نیومد که مدلهای مختلف خوابیدنت رو برات یادآوری نکنم. فقط تماشا کن.
اولین روز تولدت تو بیمارستان





![]()
![]()
شب سوم ولادتت. آخ که چقدر مدل گذاشتن دستات قشنگه!
!!

![]()
اینجا ١٥ روزت هست و منزل خودمون هستی
خوابیدن به هر نحوی که باشه برات دلپذیره . حتی اگه کلاهت روی صورتت باشه.

یک ماهگی.
با دستهایی که پوست های دوره جنینیش داره می ریزه و پوست تازه در میاره. انگشتهای دستهات مشت شده هست عین دوران جنینی. بهت می گفتم سنجاب کوچولو


طبق معمول آماده شدی و تیپ زدی برای رفتن به یکشنبه بازار


مدل دستات خیلی قشنگه


ای جانم!!!
قربون اون خوابیدنت که همش تو ژستی
انگشتای دستات تازه داره از حالت مشت شده باز می شه.


فرشته کوچولوی ناز نازی من داره خواب فرشته ها رو می بینه


احساس می کنم داری توی خواب نماز می خونی و در حال عبادت هستی.


یه روز سرد زمستون که از خرید برگشتی و جای گرم و نرمت تو هوای سرد باعث به خواب رفتنت شده


نوروز سال ١٣٩١


فروردین ١٣٩١---پنج ماهگی بهدادی
وقتی که شستت رو میمکی آرامش می گیری. یه جور پستونک سرخوده.


اردیبهشت ١٣٩١
خوابیده با دستای باز

دیگه توی تختت جا نمیشی همش توی خواب می چرخی

![]()

از بالای تخت لیز خوردی و اومدی پائین تخت دیگه پاهات جا ندارند.

بدون شرح



اینجا هم که قدرت خدا هر چی بهت می گیم بچه بگیر بخواب . هرهر می خندی و حوصله خواب رو نداری و بازیگوشی می کنی



خرداد ١٣٩١
یه روز بهاری با یه خواب بهاری


اواخر خرداد -تازه گیها یاد گرفتی که دمر می خوابی. توی خواب غلت می زنی و می چرخی .
قربون اون نوک انگشت پات که تا شده و ژست گرفتی. با اون زلفهای بلندت.


عزیز دلم!!
مثل دوران جنینی ات خوابیدی. نوزاد کوچولوی دوست داشتنی من.
سرت خیس شده از گرمای هوا.

فرشته آسمونی من لالا کرده و تو خواب خودشو جمع کرده.



خواب بهدادی
