این روزا
بهداد جانم. عزیزتز از جانم از کجا بگم ؟ از چی برات بگم؟ از این سیزده چهارده ماهی که همت کردم و برات وبلاگ درست کردم هر ماه سر ماهگرد تولدت برات پیام تبریک می گذاشتم و آرزوهای قشنگ می کردم. اما از وسطای هجده ماهگی به خاطر سفر سه هفته ای که به تهران داشتیم و به خاطر بیماری مامان پری نشد که بیام و برات از همه چی بنویسم. نه فرصت داشتم نه دل و دماغ داشتم و هزار تا نه ی دیگه. حتی اینقدر منتظر روز پدر بودم که بیام و برات بنویسم و برای امیر حسین عزیزم پیام تبریک بگذارم اما نشد و نبودم و نتونستم. حیف شد. الان هم که یه سه چهار روزی هست که برگشتیم سر خونه و زندگیمون، نمیدونم؟ یه جوری هستم. از طرفی شما هم که این سه هفته به قدری بهت خوش گذشت و...
نویسنده :
مامان مریم
9:29






