واکسن 18 ماهگی
بهداد عزیزم، فرشته ی کوچولوی دوست داشتنی من امروز صبح (٩ اردیبهشت ٩٢ ) با کلی سلام و صلوات رفتیم مرکز بهداشت که واکسن یک سال و نیمه گیت رو بزنیم. واکسن سه گانه و فلج اطفال و ... می بینی که چطور روزها از پی هم داره میاد و میره و تو هیجده ماهه شدی و وقت واکسنت شد؟ برای خودت مردی شدی... عزیزم ، خوشبختانه امروز صبح زود از خواب پا شدی . حمامت کردم و لباسهای راحت تنت کردم و صبحانه بهت دادم و قطره استامینوفن هم بهت دادم که وقتی که واکسن زدی خیلی اذیت نشی. واکسنت رو زدیم و تو هم خیلی گریه کردی. شاید نه به خاطر واکسن . به خاطر اینکه من و بابایی دست و پات رو گرفته بودیم و خانم پرستار هم داشت کارش رو می کرد. یه کم هول ک...
نویسنده :
مامان مریم
23:53








