امیر بهدادامیر بهداد، تا این لحظه: 15 سال و 9 روز سن داره

...امیر بهداد فرزندی بی نظیر...

زود بر می گردیم...

  شازده پسر مامان    اینم از مدل نشستنت توی کالسکه که هر کی توی خیابون دیدت از خنده روده  بر شد.  قربون این خنده دار بازیات بشم من ن ن ن ن ن   بهداد توریست   سلام بهدادی یه چند روز میخوایم بریم پیش مامان جون اینا. باباجون و مامان جون دارند از مکه بر می گردند و ما داریم مییریم استقبالشون. کارم خیلی زیاده. کلی وسایل باید جمع کنم . خونه رو تر و تمیز و مرتب کنم و ناهار درست کنم . لباسها رو اتو کنم  و تو رو حمام کنم و وسایل سه تامون رو جمع و جور کنم و ببندم . خیاطی کنم و  از همه سخت تر هم ...
19 تير 1391

مو قشنگ

  صبح که از خواب بیدار شد  رو سرش فقط سه تار مو مونده بود با خودش گفت: "هییم! مثل اینکه امروز موهامو ببافم بهتره! "  و موهاشو بافت و روز خوبی داشت! فردای اون روز که بیدار شد دو تار مو رو سرش مونده بود "هیییم!  امروز فرق وسط باز میکنم" این کار رو کرد و روز خیلی خوبی داشت پس فردای اون روز تنها یک تار مو رو سرش بود  "اوکی امروز دم اسبی میبندم" همین کار رو کرد و خیلی بهش میومد ! روز بعد که بیدار شد هیچ مویی رو سرش نبود!!! فریاد زد ایول!!!! امروز درد سر مو درست کردن ندارم!   همه چیز به نگاه تو بر میگرده ! هر کسی داره با زندگیش می...
18 تير 1391

روزهای 8 ماهگی بهدادی

  سلام کوچولوی دوست داشتنی من بهداد جانم این روزها  اولین روزهای تابستونی هست که شما در منزل ما هستی و پیش مایی . این اولین روزهای تابستان عمرت مبارک . اولین بار توی عمرت هست که داری روزهای تابستون رو تجربه می کنی . از خدای مهربونمون می خواهیم که به تو گل قشنگمون عمر طولانی بده تا تو بتونی 100 تا تابستون دیگه رو هم تجربه کنی. الان روزهای هفته اول هشت ماهگیت رو داری پشت سر میگذاری . روزهای آروم و قشنگیه . مخصوصا این که هوای اینجا به قدری لطیف و خنک و بهاری شده که اصلا نمیتونیم باور کنیم که تابستون شده . روزها حسابی بارون میاد و خنک هست . شبها هم  سرده و در و پنجره ها رو می بیندیم و با پتو می خوابیم . لباسها...
16 تير 1391

کقشدوزک

  کفشدوزک            کفشدوزک کوچولو حسابی غصه داره چون که برای دوختن دیگه کفشی نداره سوزنشو گذاشته کنار گل تو باغچه کاشکی براش بیارن یه لنگه کفش کهنه نخهاشو قیچی کرده تا که باشه آماده وقتی کفشی نداره نخها چه سودی داره از اون دورا میادش انگار صدای خش خش داره میاد هزارپا با یه بغچه رو دوشش تو بغچه اش گذاشته هزار تا کفش پاره حالا دیگه کفشدوزک هیچ غصه ای نداره     مهمونی    ...
14 تير 1391

چاقاله

  چاقاله   چاقاله یه دونه ماهی تو حوض خونه داره اسم هم براش گذاشته به اون می گه ستاره   هر روز می ره یه ساعت کنار حوض می شینه تو آسمون این حوض ستاره رو می بینه حرف می زنه می خنده آب روی اون می پاشه دلش می خواد همیشه پیش ستاره باشه مواظبه که یک وقت گربه اونو نگیره کلاغ نیاد سراغش بترسه و بمیره به اون می گه:« عزیزم! غصه نخور تو دنیا یه روز خودم از این حوض می برمت به دریا»   ...
14 تير 1391

یادمون باشه...

یادمون باشه... همیشه کار درست را انجام دهیم حتی وقتی کسی ما را نگاه نمیکند. وقتی حرف راست می زنیم فقط انسانهایی از دستمان عصبانی می شوند که همه زندگیشان بر دروغ استوار است خودمان را باهمه وجود باور کنیم و بدانیم قدرتی درون ما وجود دارد که از هر مانعی بزرگتر است گفتن دوستت دارم 3 ثانیه طول می کشه. توضیح دادنش 3 ساعت و ثابت کردنش یک عمر  من مسول آن چیزی هستم که می گویم نه آن چیزی که تو برداشت می کنی داشتن دوست خوب نابترین عطیه الهی ست  چرا که عشقی ست که بهایی بر آن نمی توان نهاد ***‌ بر دلت بنویس هر...
12 تير 1391

ماه هشتم...

  بهدادی ی ی ی ماهگیت مبارک   فرزندم  آرزو دارم  بهاران مال تو شاخه های یاس خندان مال تو ساده بودن های باران مال تو آن خداوندی که دنیا آفرید  تا ابد همراه و پشتیبان تو   ...
11 تير 1391

پیش به سوی جلو...

  بهداد جونی ؟ بهداد مامان ؟ بهترین هدیه مامان ! اولین باری که تونستی سینه خیز خودت رو به سمت جلو بکشونی و چند قدم جلو بری ٤تیر بود که میشه هفت ماه و ٢٧ روزگیت . و اولین باری که به حالت چهار دست و پا روی زانوها و  دستات ایستادی و خودت رو روی دست و پات تاب میدادی هم ٦ تیر یعنی هفت ماه و ٢٩ روزگیت بود. تازه گیها یاد گرفتی که وقتی که سینه خیز روی زمین خوابیدی، تا صدات می کنیم بهداد؟ بلافاصله عین پیشی ها روی دستات پا می شی و به ما نگاه می کنی . عین این دست آموز ها شدی. بهت می گیم که بخواب، می خوابی. اونوقت تا صدات میکنیم بهداد؟ سریع پا می شی و سر تکون می دی. واقعا قیافه و حالتت و این عکس العمل ات خیلی دیدنیه. &...
10 تير 1391