...امیر بهداد فرزندی بی نظیر...
تاريخ : جمعه 27 ارديبهشت 1392 | نویسنده : مامان مریم

 _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com _*̡͌l̡*̡̡ ̴̡ı̴̴̡ ̡̡͡|̲̲̲͡͡͡ ̲▫̲͡ ̲̲̲͡͡π̲̲͡͡ ̲̲͡▫̲̲͡͡ ̲|̡̡̡ ̡ ̴̡ı̴̡̡ *̡͌l̡*̡̡_  

بهدادم! بهترین هدیه خدایم! 

معصوم و  پاکی، جلوه ی کوچکی از محبت و زیبایی خدایی 

تا آن زمان که قلبم می تپد در کنارت می مانم و شادی تو ضامن بقای من است

 

                                     1680845uttxqhbxj1.gif




بازدید : مرتبه | موضوع :
720
تاريخ : جمعه 21 شهريور 1393 | نویسنده : مامان مریم

بدون شرح




بازدید : 6 مرتبه | موضوع :
719
تاريخ : يکشنبه 16 شهريور 1393 | نویسنده : مامان مریم

 

totalgifs.com barrinhas gif gif barra50.gif

من تمام نمی شوم در عشق تو

ثانیه به ثانیه شروع می شوم!

پسرم ...

بهدادم ...

بهترین هدیه ی خدایم

گل قشنگ و خوشبوی زندگی ام

ماهگرد سی و چهارم به دنیا آمدنت مبارک

برایت بهترین ها رو آرزو می کنم

سلامتی شادی عشق و آرامش را

از درگاه ایزد خدای رحمان برایت خواستارم




بازدید : 8 مرتبه | موضوع :
718
تاريخ : يکشنبه 16 شهريور 1393 | نویسنده : مامان مریم

عکسهای بهداد عزیزم . آخرین عکسهای تک فرزندی

 




بازدید : 7 مرتبه | موضوع :
717
تاريخ : سه شنبه 11 شهريور 1393 | نویسنده : مامان مریم


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید






بازدید : 23 مرتبه | موضوع :
716
تاريخ : دوشنبه 10 شهريور 1393 | نویسنده : مامان مریم

سلام به همه ی دوستان وبلاگی عزیزم که جویای احوال ما بودید.

دوستای عزیزم چند روزی بود که نت خونه قطع بود و نتونستم آخرین خبرها رو بهتون بدم.

خیلی حرف دارم اما وقتشو ندارم و کم کم میام و پست جدید می گذارم.

و اما خبرهای چند روز اخیر:

بنا بود که روز پنجشنبه سی مرداد برای عمل برم

که به خاطر دردی که داشتم زودتر به بیمارستان رفتم

روز شنبه بیست و پنجم مرداد ساعت دوازده و ربع ظهر،

فرشته کوچولوم بالهاش و توی آسمونها جا گذاشت و

قدمهای کوچولوش رو زمین گذاشت و به آغوش من آمد.

اینم دختر کوچولوی ما که با وزن سه کیلو و ششصد و پنجاه گرم زمینی شد

اسم دخترمون رو بهترین گذاشتیم

باشد که بهترین بنده ی خدای مهربون

بهترین دختر برای من و بابا

بهترین خواهر  برای بهداد عزیزم

بهترین نوه برای پدر بزرگها و مادربزرگهاش

 بهترین همسر و بهترین دوست 

برای خانواده و اطرافیان باشد.

خدایا برای فرزندم، بهترین

بهترین ها را از درگاهت خواستارم

آمین




بازدید : 14 مرتبه | موضوع :
715
تاريخ : جمعه 24 مرداد 1393 | نویسنده : مامان مریم

بهداد عزیزم

 پسر کوچولوی دوست داشتنی مامان

سلام

امروز جمعه 24 مرداد 93 هست و جابجایی های  خونه هم به اتمام رسیده و خونه سر و سامون گرفته و شما هم دیگه توی این خونه جا افتادی و کلی اتادم اتادم ( اتاقم ) می کنی. الان دو سال و نه ماهت هست و یه یازده روز دیگه میشی دو سال و ده ماهت. روزای سختی رو با هم داریم پشت سر میگذاریم شما داری پروژه ی خداحافظی با پوشک رو تجربه می کنی و منم ماه آخر بارداری و دارم می گذرونم و اگه دقیق بخوام بگم هفته ی دیگه امروز صد در صد نی نی جدید دیگه به دنیا اومده و جمع سه نفرمون رو چهار نفره کرده.

آخرین روزای سه نفریمون رو داریم میگذرونیم و این مدت خیلی همراهت بودیم و تمام مدت سرت رو گرم کردیم و پارک و مهمونی و برو و بیا زیاد داشتیم و تو هم کلی خوشحالی کردی. از حالا دلم برای روزای سه نفریمون تنگ میشه. روزایی که دیگه هیچ وقت تکرار نمی شه و به خاطره ها می پیونده. یه شش روز دیگه یه نی نی میاد به جمعمون اضافه میشه و اوضاع و احوال خونه یه کم که چه عرض کنم کلی تغییر میکنه و من فقط دل نگران تو پسر کوچولوی عزیزم هستم. اینکه چطور میخوای با این مساله کنار بیایی؟ هر چند که الان دیگه یکی دو هفته ای هست که دارم آماده ات می کنم که منتظر نی نی باشی و خیلی جا نخوری.

آخرین ویزیتی که پیش دکتر مرتضوی رفتم و برگه ی پذیرش اتاق عمل رو برام نوشت شما هم باهام اومدی توی اتاق معاینه  و آقای دکتر تا تو رو دید که اومدی پیشمون دو تا دستاشو گذاشت روی شکمم و به تو اشاره کرد و گفت که بهداد میخواد برات نی نی بیاد و با صدای بلند سرش رو گذاشت روی شکمم و یه نگاهی به تو انداخت و به نی نی گفت نی نی جون داری میایی یه جایزه ی خوب برای بهداد بیار . بعد ازت پرسید چی میخوای که نی نی برات بیاره؟ تو هم سریع گفتی پاشین. (ماشین ). خلاصه هم با دکتر خیلی جور شدی و هم میدونم که این روزا چشم انتظار جایزه ی نی نی هستی.

روزای خیلی سختی رو پشت سر گذاشتیم . اوضاع سخت بارداری، جابجایی و بچه داری و پروژه ی پوشک که واقعا نفس گیر بوده و هنوز هم تموم نشده و من با این شکم و اوضاع و احوال پا به ماه بودن  تمام مدت دنبالت بودم و شما هم هنوز که هنوزه مقاومت می کنی و به کل از این مساله جدا نشدی. تنها نگرانیم اومدن نی نی هست و سازش تو با نی نی و اینکه ضربه نخوری. خیلی باهات حرف زدیم خیلی روت کار کردیم و هنوزم که هنوزه  بهت می گیم که تو پسر عزیز مایی و جات و هیچ کسی نمیتونه بگیره و قابل مقایسه با هیچ موجود دیگری نیستی و جای خودت رو داری و همیشه جات توی قلب و دل ما محفوظه و خیلی بیشتر از آنچه که فکرش رو بکنی برای من و بابا عزیز و دوست داشتنی هستی. عاشقانه دوستت داریم و از دوست داشتنمون کوتاه نمی آییم.

totalgifs.com casinhas gif gif 68.gif

میخواهم بگویم تا بدانی که برایمان عزیز و دوست داشتنی هستی

میگویم تا بدانی تمام وجود من و بابایی هستی

میخواهیم که خوشبخت ترین موجود روی زمین باشی

میخواهیم که برایت پشت و پناه در تمام زندگی ات باشیم

میخواهیم که  همیشه شاد و خوشحال باشی

میخواهم از خدای مهربان برای بودنت و داشتنت تشکر کنم

خدایا هزاران بار شکرت

پسر قشنگم

بهداد عزیزم بدان که ...

 هر لحظه داشتنت برایم هدیه است

بوسیدنت هدیه است

لمس کردنت هدیه است

عطر تنت هدیه است

گرمایت هدیه است

دستهایت و قدمهایت در زندگیم هدیه است

بهداد جانم ....

لحظه لحظه بودنت هدیه است

تو بی نظیر ترین هدیه در زندگی مون هستی

خدایا تو را سپاس که بهداد را به ما هدیه دادی

کوتاه می گویم دوستت دارم

اما  از دوست داشتنت  کوتاه نمی آیم...

تو هیچی کم نداری

برای همه چیز بودن من




بازدید : 16 مرتبه | موضوع :
714
تاريخ : سه شنبه 21 مرداد 1393 | نویسنده : مامان مریم


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید






بازدید : 19 مرتبه | موضوع :
713
تاريخ : سه شنبه 14 مرداد 1393 | نویسنده : مامان مریم

 

گوش دلم را که به آهنگ دلنشین صدایت می سپارم
موجی از شوق در بند بند وجودم به رقص می آید...
بودنت را آرامشی است
به لطافت گلبرگ های نیلوفر...
تو ای چشم و چراغ دل بی تابم
بودنت را سپاس....




بازدید : 22 مرتبه | موضوع :
712
تاريخ : سه شنبه 7 مرداد 1393 | نویسنده : مامان مریم

سی و سه ماهگیت مبارک بهترین پسر دنیا

بهداد عزیزم...

کاش این روزها....چشمهایم هر چه می دید ضبط میکرد...با همین کیفیت!

گوشهایم هرچه می شنید ذخیره میکرد....با همین وضوح!

دستهایم ...تنم...آغوشم...خاطره ی این لحظه های کوچکی و بغل کردنهای بی حسابت را

زنده نگه میداشت...با همین تازگی!

کاش بوی تن و گردن و دهانت...را ذخیره می کردم ! برای روزهای بی بازگشتت...

کاش قلبم...توان دلتنگیِ این روزهای بی بازگشت را داشته باشد...

دلم به شیرینی روزهای پیش رو خوش است...

و امـــــــروزم را تا میتوانم می بینمت! می شنومت! میبویمت! در آغوش می گیرمت...

بیا بغلم پسر...بیا وقت تنگ است...بیا تا عمیق نفس بکشمت...بگو تا گوش کنم...

بخنـــــــــــد ؛ من عاشق این روزهای نود  و چندسانتی توام...

این روزهایی که میتوانم پسرکوچولو خطابت کنم!

میخواهم این روزها بجای تمـــام روزهایی که به این نود سانت  اضافه میشود خوب بغلت کنم...

خوب سیرت شوم...تا به وقت جوانی و برومندی ات...

دلتنگی آغوش های مادرانه ام را با حجب و حیای پسرانه ات پُر کنم..و حظت را ببرم.

فقط بدان...این آغوش...بی منت برایت تا همیشه باز است....تا همیشه ای که نفسی دارم و ندارم!

من عطشم سیری ناپذیر است...

تو راه بالندگی را پیش میگیری و روزهای نوپایی را به کودکی میبخشی

و نوجوانی را به جوانی و عاشقی ....و پدر می شوی و مَـــرد...ان شاالله.

که تو مردی میشوی و من مــــــــادر می مانم....

و تو همچنان بچه ام باقی می مانی و شاید در خلوتم پسرکوچولوم ...

دوستت دارم...عزیز دلم

سی و سه ماهگیت مبارک مرد کوچکم....

عاقبت بخیری و سلامتی آرزوی من مادر برای توست.

هزاران هزار بار خدای مهربان را به خاطر داشتنت شکر می گویم...

سی و سه ماهگیت مبارک بهترین پسر دنیا.




بازدید : 15 مرتبه | موضوع :
710
تاريخ : پنجشنبه 2 مرداد 1393 | نویسنده : مامان مریم


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

جهت اطلاع آآ بهداد





بازدید : 39 مرتبه | موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 45 صفحه بعد